معنی جوسق
4 بازدید
[ جَ سَ ] (معرب، اِ) معرب جوسه است که بمعنی کوشک باشد. (برهان). قصر. کاخ. معرب کوشک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (المعرب). || کنایه از دوازده برج فلکی هم هست. (برهان).[ جَ سَ ] (اِخ) خانه ای بوده است در بغداد مر مقتدر باللََّه را و در وسط آن حوضی است از ارزیز که سی ذراع طول و بیست ذراع عرض آن است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جوسق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سق» برای سرودن شعر