معنی جوسان
6 بازدید
[ جَ وَ ] (ع مص) شب گشتن. (تاج المصادر). طواف کردن در شب. (ذیل اقرب الموارد از لسان). || گشتن در میان سرایها برای غارت و جستن آنچه در اوست. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (منتهی الارب). || نیک جستن چیزی را. || پامال کردن و مقهور ساختن. || کشتن بشب از دلیری. (منتهی الارب). رجوع به جوس شود.
کلمات همقافیه با «جوسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر