معنی جوز ماثل
5 بازدید
[ جَ / جُو زِ ثَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تاتوره. جوز رب. (منتهی الارب). ثمرد هتوره. (غیاث اللغات). و آن شبیه است به جوزالقی و دارای خارهای ریز و ضخیم است و دانهٔ آن چون دانهٔ اترج. (از اقرب الموارد). چیزی است که آنرا عوام تاتوله گویند و آنرا جوز مقاتل نیز گویند بکسر تای قرشت. (برهان). معرب گوز ماتل فارسی است و آن خودرو و مزروع میباشد، نبات او بقدر نبات بادنجان و برگش از آن کوچکتر و گلش سفید و شبیه به بوق و گل لبلاب و از آن درازتر و ثمرش بقدر گردکانی و خارناک مثل بار بیدانجیر و در جوف او دانه ها شبیه بدانهٔ سماق و خوش طعم و مستعمل تخم اوست. در اول چهارم سرد و در دوم خشک و گویند در خشکی قریب الاعتدال است، مسکن حرارت ملتهبه و مفرطه و در غایت تنویم و مسکر و رادع اورام حاره و مسکن صداع صفراوی و دموی و ضماد او و روغن دانهٔ او جهت بواسیر و اوجاع حارهٔ مقعد و اکثار آن قاتل و قدما یک درهم او را سم دانسته اند و طلاء طبیخ او با سرکه و عسل محلل اورام و استسقاء و ضربان و قاطع عرق و مانع قشعریره و ضماد مجموع نبات او جهت تقویت اعضاء مسترخیه و مانع ریختن موی و مجفف رطوبات غریبه و خوردن او جهت رفع صداع مزمن مجرب است و قدر شربتش تا یک دانگ و بدلش لقاح دو وزن اوست و مورث جنون و فساد فکر و مصلحش فلفل و رازیانه و عسل است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و رجوع به ذخیرهٔ خوارزمشاهی شود.
کلمات همقافیه با «جوز ماثل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثل» برای سرودن شعر