معنی جوزبرگنبد
4 بازدید
[ جَ / جُو بَ گُمْ بَ ] (اِ مرکب) کنایه از کار بیهوده. کنایه از کارهای عبث و بی ماحصل. (برهان) (آنندراج). - امثال: جوز بر گنبد انداختن؛ کار بیهوده کردن : چو عاجز شدند اندر آن تافتن وز آن جوز بر گنبد انداختن.نظامی.
کلمات همقافیه با «جوزبرگنبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر