معنی جوزان
5 بازدید
(ع اِ) جِ جائز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به جائز شود.(اِخ) دهی از دهستان دولت خانهٔ بخش حومهٔ شهرستان قوچان. این ده کوهستانی و معتدل است. ۵۷۴ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن میوه جات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد دارای ۱۲۵ تن سکنه. آب آن از قنات و چاه و چشمه و محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل مردم زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) نهری بود که از بلاد مداین خارج شده. بعضی از یهود در زمان اسیری در کنار آن سکونت میداشتند. بعضی بر آنند که همان قزل اوزن معروف میباشد که در دریای قزبین جاری است. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «جوزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر