معنی جوزالقیء
5 بازدید
[ جَ زُلْ قَ یْ ءْ ] (ع اِ مرکب) ثمر شجری است مخصوص بلاد یمن بقدر فندقی و جوف او مشتمل بر پرده ها و مابین پرده ها و دانهٔ او بقدر مغز چلغوزه و با اندک بدبوئی در دوم گرم و خشک و مقیی ء بلغم و مسهل و جهت امراض باردهٔ دماغی و عصبانی نافع و قدر شربتش تا یک درم است با یک مثقال رازیانه و آب گرم و عسل و هرگاه بیست درهم شبت را در یک رطل آب بجوشانند تا بنصف رسد و جوزالقی و همچنین سایر مقیئات را با قدری نمک ساییده بعسل سرشته با مطبوخ شبت و بقدر احتیاج آب گرم و قدری عسل بنوشند بغایت مقیی ء و بیفایده است. جوز کوثل. (تحفهٔ حکیم مؤمن). جوزبوا. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به جوزبوا شود.
کلمات همقافیه با «جوزالقیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر