معنی جوزالسرو
5 بازدید
[ جَ زُسْ سَ رْوْ ] (ع اِ مرکب) از داروهاست. (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس). ثمرهٔ سرو آزاد است. (نزهةالقلوب). گوز سرو. بار درخت سرو. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و آن ضماد فتق است. (قانون بوعلی سینا). سره و خشک است در دوم، اعصاب را قوت دهد و قطع خون کند و زنی که رحمش بیرون آمده باشد چون در آب آن نشیند نفع رساند و شربتی از او نیم درم است و بدل آن به وزنش ابهل. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «جوزالسرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر