معنی جورف
5 بازدید
[ جَ رَ ] (ع اِ) خر. || شترمرغ نر. (منتهی الارب). رجوع به جورق شود. || اسب تاتاری تیزرو. || سیل که همه چیز را ببرد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جورف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر