معنی جورجس
6 بازدید
[ جو جِ ] (اِخ) ابن جبرئیل. طبیب سریانی الاصل، پدر بختیشوع طبیب، رئیس پزشکان مدرسهٔ جندیشاپور است. منصور عباسی بدنبال بیماری خود بسال ۱۴۸ هـ . ق. وی را ببغداد خواند. او در بغداد ماند و بسیاری از کتابهای یونانی را بعربی نقل و ترجمه کرد و بسال ۱۵۲ بجندیشاپور برگشت و در همانجا درگذشت. بجز ترجمه ها و نقل ها کتاب کُنّاش بزبان سریانی از تألیفات اوست، این کتاب را حنین بن اسحاق بعربی برگردانید. (طبقات الاطباء: ۱۲۳) (الاعلام زرکلی) (الفهرست ابن الندیم ص ۴۱۲).[ جو جِ ] (اِخ) ابن یوحنابن سهل بن ابراهیم، مکنی به ابوالفرج. پزشک سریانی الاصل از نصرانیهای یعاقبه است که در یبرود (از توابع دمشق) متولد شد و طب را در دمشق فراگرفت و ببغداد رفت و نزد ابوالفرج بن طبیب، پزشک و فیلسوف درس خواند و سپس بدمشق برگشت تا بسال ۴۲۷ هـ . ق. درگذشت. بسیاری از کتب طبی بخصوص کتابهای جالینوس را وی بخط خود نوشت. کتاب «ان الفرخ ابرد من الفروج» از اوست. (طبقات الاطباء ۲:۱۴۰) (الاعلام زرکلی چ ۱ ج ۲ ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «جورجس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جس» برای سرودن شعر