معنی جوجهکشی
6 بازدید
[ جو جَ / جِ کَ / کِ ] (حامص مرکب) عمل خواباندن بعضی مرغها مانند مرغ خانگی، بوقلمون، کبوتر و جز آنها بر روی تخم تا جوجه تولید شود. (فرهنگ فارسی معین). - ماشین جوجه کشی؛ ماشینی که بوسیلهٔ حرارت معین که به تخم بعضی طیور دهد تولید جوجه کند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «جوجهکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر