معنی جوباره
8 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) جوبار. جویبار. رجوع به جوبار و جویبار شود.[ رَ ] (اِخ) نام محله ایست از اصفهان. (انجمن آرا): ای خداوند هفت سیاره پادشاهی فرست خونخواره تا که دردشت را چو دشت کند جوی خون آورد به جوباره عدد مردمان بیفزاید هر یکی را کند دوصد پاره. کمال اسماعیل (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «جوباره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر