معنی جواهرسرمه
6 بازدید
[ جَ هِ سُ مَ / مِ ] (اِ مرکب) سرمه ای باشد که جواهر در آن اندازند. (آنندراج): می لعل جواهرسرمه سازد ظلمت شب را کند نقل شراب تلخ چشم شور کوکب را. صائب (از آنندراج). گشته ناساز از خط لعلش دماغ ساز من از جواهرسرمه دارد بستگی آواز من. تأثیر (از آنندراج). رجوع به جواهردارو شود.
کلمات همقافیه با «جواهرسرمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر