معنی جواهردارو
6 بازدید
[ جَ هِ ] (اِ مرکب) نوعی از سرمه که به آن جواهرات حل کنند، بغایت مقوی بصر است. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به جواهر سرمه شود.
کلمات همقافیه با «جواهردارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر