معنی جواهر

معنی جواهر

5 بازدید
[ جَ هِ ] (ع اِ) جِ جوهر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). فلزات گرانبها. هر سنگ که از آن منفعتی برآید همچون الماس و یاقوت و لعل و امثال آن. (از منتهی الارب). گوهران : در او افراشته درهای سیمین جواهرها نشانده در بلندین.شاکر بخاری. گویند بازرگانی بود و جواهر بسیار داشت. (کلیله و دمنه). رجوع به جوهر و جوهره شود. || علمی است که از چگونگی گوهرهای گرانبهای معدنی خشکی چون الماس و لعل و یاقوت و فیروزه یا معدنی دریایی چون دُرّ و مرجان و غیره و خوب و بد آن به وسیلهٔ نشانه هایی که معرف آنهاست، بحث میکند. (از کشف الظنون). - جواهربخش : جواهربخش فکرتهای باریک بروزآرندهٔ شبهای تاریک.نظامی. - جواهر تسعه؛ گوهرهای نهگانه. گاه مراد از نه فلک باشد و گاهی عبارت از نه جوهر که بهندی نورتن گویند و آنها بدین قرارند: ۱- لعل ۲- مروارید ۳- الماس ۴- زمرد ۵- یاقوت ۶- فیروزه ۷- مرجان ۸- نیلم ۹- عقیق (و بعضی به جای عقیق لهسنیا را شمارند)، و سوای اینها چند گوهر دیگر نیز هست. (غیاث اللغات) (آنندراج). - جواهرسنج؛ آنکه یا آنچه جواهر سنجد و غث و سمین آن تمیز دهد: شاه فرمود تا ز گوهر و گنج دست خازن شود جواهرسنج.نظامی. کیست کانِ مرا جواهرسنج برنسنجیده از جواهر و گنج.نظامی. - جواهرشناس؛ کسی که جواهرات را بشناسد و بهای آن داند. - جواهرشناسی؛ شغل و عمل جواهرشناس. || در مقابل اعراض: و فلاسفه بر آنند که پنج جوهر و نه عَرَض وجود دارد، جواهر خمسه عبارتند از وجود، عقل، نفس، هیولی، صورت. رجوع به جوهر شود.

کلمات هم‌قافیه با «جواهر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید