معنی جوانهمرگ شدن
5 بازدید
[ جَ نَ / نِ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) جوانمرگ شدن. در جوانی مردن : باآنکه چون چراغ سحر شد جوانه مرگ هم دیر زیست مدعی زودمیر ما. کمال خجند (از آنندراج). رجوع به جوانمرگ شدن شود.
کلمات همقافیه با «جوانهمرگ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر