معنی جوانمرگ شدن
4 بازدید
[ جَ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) به جوانی مردن : زهر پیری چو خورد شخص جوانی میرد پیر هر کس که شود زنده جوانمرگ شده ست. وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جوانمرگ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر