معنی جوال

معنی جوال

5 بازدید
[ جَ / جُ ] (معرب، اِ) معرب گوال. (غیاث اللغات). ظرفی باشد از پشم بافته که چیزها در آن کنند. (برهان): جمال و زیب دانا کم نگردد اگر چندش بپوشی در جوالی.ناصرخسرو. - در جوال شدن؛ کنایه از فریب خوردن. - امثال: از زره گر زره طلب نه جوال. || کنایه از خصومت و جنگ کردن. - امثال: مگر جوال کاهست؟ رجوع به جوبال شود. || یک لنگ بار. || مکر و حیله. || کنایه از بدن انسانی. (برهان): هم ازبهر مردی هم ازبهر مال بکوشیم تا جان بود در جوال.نظامی. || کنایه از چیزی گشاده. (برهان). || نوعی از پارچهٔ درشت و کلفت که درویشان پوشند. (غیاث اللغات) (از آنندراج).
[ جِ / جُ ] (ع اِ) جِ جول. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). رجوع به جول شود.
[ جَ وْ وا ] (ع ص) گردنده. بسیار جولان کننده. (منتهی الارب): چون چرخ بود هیکل شبدیز تو جوال چون صبح بود چهرهٔ شمشیر تو بسام. مسعودسعد.

کلمات هم‌قافیه با «جوال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید