معنی جواظ
8 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) بی قراری و بی صبری. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ جَ وْ وا ] (ع ص) مرد ضخم خرامان رفتار بسیارگوی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بسیارخوار. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). || مرد بسیارفریاد و بی قرار و عاجز و متکبر درشتخو. (منتهی الارب). || مالدار بسیار بخیل. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). || و گویند بمعنی کوتاه بالای شکم گنده است. و فراء گوید مرد دراز تنومند و بسیارخوار و بسیارآشام متکبر کافر. (ذیل اقرب الموارد). || (اِ) شور و غوغای فتنه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جواظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر