معنی جواسق
6 بازدید
[ جَ سِ ] (معرب، اِ) جِ جوسق، معرب کوشک. (اقرب الموارد). کوشکها. قصرها. کاخها. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به جوسق و جواسیق شود.
کلمات همقافیه با «جواسق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سق» برای سرودن شعر