معنی جواس
5 بازدید
[ جَ وْ وا ] (ع اِ) شیر. اسد. (منتهی الارب). || صلی الله علیه و آله و سلم کسی که در میان مردم رَوَد و فساد کند در میان آنان. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جواس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر