معنی جوارش

معنی جوارش

5 بازدید
[ جَ رِ ] (معرب، اِ) گوارش. (دهار). معرب گوارش. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (فرهنگ فارسی معین). || نوعی حلوا. (فرهنگ فارسی معین). || ترکیبی است که بجهت هضم طعام خورند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (فرهنگ فارسی معین). هاضوم. || معجونی مفرح و مقوی و محلل ریاح و مصلح اغذیه، و فرق آن با معجون اینست که معجون تلخ و شیرین و بدبو و خوشبو تواند بود و جوارش جز خوش طعم و خوشبوی نیست. (بحر الجواهر) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ج، جوارشات. جوارش را اقسامی است از قبیل: جوارش آمله، جوارش تمری، جوارش سقنقوری، جوارش جالینوس، جوارش فواکه، جوارش مصطکی، جوارش کمونی، جوارش عود، جوارش خبث الحدید، جوارش زرعونی، جوارش سفرجلی، جوارش شهریاران، جوارش عنبری، جوارش کسروی، جوارش اترج، جوارش ملوک. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در کتب طبی جوارشن با نون بعد از شین آمده است. (آنندراج): شاهدان از پی قفل دل و جان از خط و لب بس جوارش که ز عود و شکر آمیخته اند. خاقانی. رجوع به مخزن الادویه و مفردات انطاکی و تحفهٔ حکیم مؤمن شود.
[ جُ رِ ] (معرب، اِ) رجوع به جَوارِش شود.

کلمات هم‌قافیه با «جوارش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید