معنی واژه جوائز
5 بازدید
[ جَ ءِ ] (ع اِ) جِ جائز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به جائز شود. || جِ جائزه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عطایا و انعامات و تحفه ها. (ناظم الاطباء). رجوع به جائزه شود. - جوائز اشعار و امثال؛ آنچه از شهری بشهر دیگر رود و زبان بزبان بگردد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).