معنی واژه جوآب
5 بازدید
[ جَ / جُو ] (اِ مرکب) (از: جو +آب) آبی که جو در آن جوشانیده به بیماران دهند، و آنرا آش جو نیز گویند. (غیاث) (آنندراج). || ماءالشعیر: حاجت به جوآب است و جوم نیست ولیکن دل هست بنفشه صفت و اشک چو عناب. خاقانی.