معنی واژه جهینة
4 بازدید
[ جُ هَ نَ ] (اِخ) قبیله ایست. (منتهی الارب) (سمعانی). قبیلهٔ دوم از قضاعة و از بنوجهینةبن زیدبن لیث بن سودبن اسلم بن الحاقی بن قضاعة و آن قبیله ایست بسیار بزرگ و نسبت بدان جُهَنی است. (صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۱۶).[ جُ هَ نَ ] (اِخ) ابن زیدبن لیث، از قضاعة از قحطان جد جاهلی است. نسبت به آن جهنی میشود. فرزندان او در صعید مصر و بلاد اخیم و حلب فراوانند. (الاعلام زرکلی). و رجوع به الامتاع ج ۱ ص ۱۹۹ شود.[ جُ هَ نَ ] (اِخ) قلعه ایست به طبرستان. (منتهی الارب).[ جُ هَ نَ ] (اِخ) نام شراب فروشی که حصین را کشته بود و میگفت: تسائل عن حصین کل رکب و عند جهینة الخبر الیقین. و این مثل شد. رجوع به مجمع الامثال میدانی شود.