معنی واژه جهراء
5 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) مؤنث اجهر. زن دیداری تمام خلقت و احوال دیداری. || آنکه در آفتاب دیدن نتواند. (منتهی الارب). || چشم که حدقهٔ وی بیرون رو باشد از خانه. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). || اسب که غرهٔ وی همهٔ روی او را گرفته باشد. (منتهی الارب). || پشتهٔ هموار و پهناور. (ذیل اقرب الموارد). || زمین هموار که در آن درخت و پشته نباشد. || جماعت. || بزرگان قبیله. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد).[ جُ هَ ] (ع ص، اِ) جِ جهیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به جهیر شود.