معنی واژه جهد کردن
7 بازدید
[ جَ کَ دَ ] (مص مرکب) کوشش کردن. سعی کردن : ور جهد کند خواجه و گوید نخورم می با جان و سر سلطان سوگندش میده. منوچهری. جهد کردیم تا نیالاید بخرابات دامن پرهیز.سعدی. ای نفس جهد کن که چو مردان قدم نهی ور پای بسته ای بدعا دست برگشا.سعدی. بسر نیامده طومار عمر جهدی کن که چون قلم ز تو در هر قدم اثر مانَد. صائب.