معنی جهان دیدن
5 بازدید
[ جَ دی دَ ] (مص مرکب) سیاحت. جهان گشتن. جهانگردی : بی دوست حرام است جهان دیدن مشتاق قندیل بکش تا بنشینم به ظلامی.سعدی. - امثال: جهان دیدن به از جهان خوردن.
کلمات همقافیه با «جهان دیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر