معنی واژه جهانگیری
5 بازدید
[ جَ ] (حامص مرکب) پادشاهی. (شرفنامهٔ منیری). شغل و عمل جهانگیر. تسخیر جهان. جهانگشایی : ولی چون بخت روباهی نمودش ز شیری و جهانگیری چه سودش؟نظامی. بگذر از این پی که جهانگیری است حکم جوانی مکن این پیری است.نظامی. ترا آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی که شادیّ جهانگیری غم لشکر نمی ارزد. حافظ.[ جَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز است. این دهستان در شمال بخش مسجدسلیمان واقع گردیده و یکی از شعب رودخانهٔ کارون از وسط این دهستان میگذرد. موقع طبیعی آن کوهستانی و هوای آن گرم سیر مالاریایی است. از ۲۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود ۵هزار تن و قراء مهم آن عبارتند از لالی، بلاینی، عنبر، پرنوشته، قلعه چشمه. آب مصرفی دهستان از رودخانهٔ کارون و چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات و شغل مردان کارگری شرکت نفت و زراعت و گله داری است. ساکنین از طایفهٔ بختیاری می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ جَ ] (اِخ) قصبه ای از دهستان بوری بخش شادگان شهرستان خرم شهر دارای ۴۲۳۸ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ جراحی. محصول آن غلات، خرما و برنج است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ جَ ] (اِخ) قصبه ای از دهستان فوری بخش شادگان شهرستان خرمشهر. دشت و گرمسیری است. سکنهٔ آن ۴۲۳۸ تن. آب آن از رودخانهٔ جراحی و محصول آن غلات، خرما، برنج و شغل اهالی زراعت و ترتیب نخل و حشم داری و صنایع دستی حصیربافی. راه در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ آل ابوغبیش هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).