معنی جهانافروز
4 بازدید
[ جَ اَ ] (نف مرکب) جهان افروزنده. روشن کنندهٔ جهان : خورشید جهان افروز. صبح جهان افروز کِلّهٔ ظلمانی از پیش برداشت. (کلیله و دمنه). عدل شمعی بود جهان افروز ظلم شد آتشی ممالک سوز عدل بازوی شه قوی دارد قامت ملک مستوی دارد.سنائی.
کلمات همقافیه با «جهانافروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر