معنی جهارة
4 بازدید
[ جَ رَ ] (ع مص) دیداری گردیدن مرد. (منتهی الارب). || فخیم و بزرگ شدن کسی در جلو چشم بیننده. (اقرب الموارد). زیبا شدن. بزرگ داشتن کسی در چشم دیدار. (تاج المصادر بیهقی). || بلندسخن شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). بلندآواز شدن. (زوزنی). آواز بلند برداشتن. (تاج المصادر). رجوع به جُهورة شود.
کلمات همقافیه با «جهارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر