معنی جنید بغدادی
5 بازدید
[ جُ نَ دِ بَ ] (اِخ) ابن محمدبن جنید خزاز زجاج، مکنی به ابوالقاسم. از عرفا و صوفیان بنام و علماء دین بود. مولد و منشأ و وفات او ببغداد بود. اصل او از نهاوند است و به قواریری مشهور گردید. او را پیشوای مذهب صوفیه میدانند زیرا تصوف او با قواعد کتب و سنت منطبق میگردد و از عقاید سخیف مصون و از شبهات غُلات برکنار و از آنچه موجب اعتراض شرع باشد سالم است. از سخنان اوست که روش ما با کتاب و سنت مضبوط و منطبق است. هرکس قرآن حفظ نداشته باشد و حدیث ننویسد قابل اقتدا نیست. او را قطب اعظم و سیدالطایفه و سلطان الطایفه و استادالطریقه و قطب العلوم و تاج العارفین و تاج العرفاء لقب دادند. در فقه شاگرد سفیان ثوری یا ابوثور ابراهیم بن خالد بود و نسبت او در عرفان به حارث و سری سقطی می رسد. ابوالعباس بن سریح فنون طریقت را از جنید اخذ کرده است. سخنان وی در عرفان و اصول طریقت مشهور است. وی بسال ۲۹۷ یا ۲۹۸ هـ . ق. در ۹۱سالگی در بغداد درگذشت و در مقبرهٔ شونیزیه دفن شد. (نامهٔ دانشوران ج ۵ ص ۱۵) (روضات الجنات ص ۱۶۳) (تاریخ ابن خلکان ج ۱ ص ۱۲۷) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۲۸۲، ۲۸۳).
کلمات همقافیه با «جنید بغدادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر