معنی جنیدی

معنی جنیدی

5 بازدید
[ جُ نَ ] (اِخ) از شاعران عهد سامانی است. عوفی دربارهٔ وی گوید: محمدبن عبداللََّه مکنی به ابوعبداللََّه از افاضل ادبا و اماثل فضلاء بود و در تازی و پارسی او را قدرتی تمام و بر نظم و نثر او را مهارتی شامل و ابومنصور ثعالبی در یتیمةالدهر ذکر او را آورده است و در میان شعرا صاحب عباد معدود کرده و داریات (صاحب در) این قصیدهٔ تازی که این دو بیت برهان جودت آن است ذکر او رفته است: یا دار سعد قد علت شرفاتها نبئت آن سمیت قبلةالناس لو رود وفد او لدفع ملمة او بذل مال او ادارة کاس. و از اشعار پارسی او این چند بیت آورده شد: شب گیر صبوح را ز سر گیر بر بانگ خروس و نالهٔ زیر خورشید که برزند سر از کوه آن به که خورد ز جام تشویر از جام به جامهٔ شبانگاه وز جامه به جام رو به شب گیر شیر است غذای کودک خرد شیره ست غذای مردم پیر. (لباب الالباب عوفی چ علمی ص ۲۶۱).

کلمات هم‌قافیه با «جنیدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید