معنی جنگسگال
5 بازدید
[ جَ سِ ] (نف مرکب) مایل و شایق بجنگ. جنگجو. (ناظم الاطباء). جنگاور. (آنندراج). آنکه ساز جنگ کند: به اقصای جهان از فزع تیغش هر روز همی صلح سگالد دل هر جنگ سگالی. فرخی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جنگسگال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر