معنی جنونی قالیپوش
6 بازدید
[ جُ نیِ ] (اِخ) یا جنونی قندهاری. از شاعران است، مجمع الخواص دربارهٔ وی گوید: حریفی است تیززبان و حراف، موی سر گذاشت و گلیم پاره پوشیده راه میرفت. با این وضع درویشی در مجالس از اسباب و تجملات نیاکان خود سخن میراند، بااینکه از کیمیا خبری نداشت ادعای کیمیاگری کرده و عدهٔ زیادی را سرگردان و مطیع خود ساخته بود. این اشعار از اوست : با غمزه ات از تیغ بلا یاد نیاید کار مژه از خنجر فولاد نیاید تا صدق محبت نکند جذب دلی را بیواسطه کس را ز کسی یاد نیاید. جذْبهٔ شوق زلیخا داشت یوسف را اسیر ورنه معشوق از کجا و محنت زندان کجا؟ (از مجمع الخواص ص ۲۸۷).
کلمات همقافیه با «جنونی قالیپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر