معنی جنوبی
6 بازدید
[ جَ ] (ص نسبی) منسوب به جنوب. || روز گرم و تابناک. (ناظم الاطباء): فصل جنوبی، هرگاه زمستان جنوبی باشد یعنی گرم و بارنده و از پس او بهار شمالی باشد یعنی سرد و خشک بیشتر زنان آبستن را بچه بیفتد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). - جنوبی طالع : جنوبی طالعان را بیضه در آب شمالی پیکران را دیده در خواب.نظامی. - جنوبی گرای؛ که بجنوب گراید: گروهی چو دریا جنوبی گرای که بوده ست هابیلشان رهنمای.نظامی.
کلمات همقافیه با «جنوبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر