معنی جنم
6 بازدید
[ جَ نَ ] (اِ) شکل و هیأت. صورت. قیافه. (ناظم الاطباء). || ذات. سرشت. طبیعت. (فرهنگ فارسی معین): جنم فلانی بد است، فلانی بدجنم است؛ بدخو و بدخلق است.
کلمات همقافیه با «جنم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نم» برای سرودن شعر