معنی جنده
342 بازدید
[ جِ دَ / دِ ] صلی الله علیه و آله و سلم زن بدعمل. بدکاره. زن تباه کار که شغلش تبهکاریست. فاحشه. روسبی. قحبه. غر. در وجه تسمیهٔ این کلمه حدسهای مختلف زده اند. (از فرهنگ فارسی معین). || در تداول مردم قزوین، صورتی از ژنده، یعنی کهنه یعنی پارچه از جامهٔ کهن. (یادداشت مؤلف). - جنده باز؛ که بدنبال زنان بدکار رود تا کام برگیرد. - جنده بازی؛ عمل جنده باز. - جنده خانه؛ فاحشه خانه. جایی برای جندگان.
کلمات همقافیه با «جنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر