معنی جندق‌بیابانک

معنی جندق‌بیابانک

6 بازدید
[ جَ دَ نَ ] (اِخ) دهستان جندق بیابانک شامل تمام بخش خوربیابانک است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰). نام فارسی آن گنده و گندا که بالاخص به قریهٔ جندق اطلاق می شود، حد شمالی کویر، شرقی گلشن، جنوبی کرمان و یزد و فارس و غربی نائین و اردستان است، مساحت آن قریب ۴۰۰۰ فرسنگ مربع و جمعیت آن قریب ۱۰هزار تن. آب و هوا بسیار خشک و تابستان فوق العاده گرم و زمستان بسیار سرد است. بارندگی و آب آن بسیار کم است. اراضی آن شنزار است و اطراف آنرا نواحی کوهستانی احاطه کرده است. در این بلوک چهار طایفهٔ بزرگ وجود دارند که معروفترین آنها یغمایی ها هستند و این طوایف دائماً با هم در کشمکش و زد و خوردند.

کلمات هم‌قافیه با «جندق‌بیابانک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید