معنی جندار
6 بازدید
[ جِ ] (معرب، اِ) معرب جاندار. سربازی که مأمور حفاظت فرمانده قشون، حاکم و جز آنان است. نگهبان. ج، جنادره. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «جندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر