معنی جنثی
5 بازدید
[ جُ ثی ی ] (ع اِ) شمشیر. || زره گر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || آهن نیکو. (منتهی الارب). بهترین و نیکوترین آهن. (از اقرب الموارد) (آنندراج). || آهنگر. (منتهی الارب). زراد. (اقرب الموارد) (آنندراج).[ جِ ثی ی ] (ع اِ) جُنْثیّ. (اقرب الموارد). رجوع به آن کلمه شود.
کلمات همقافیه با «جنثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر