معنی جنبش اول
7 بازدید
[ جُمْ بِ شِ اَوْ وَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از جنبش و حرکت قلم قضا و قدر است در لوح. (برهان). حرکت نخست قلم قدرت در ازل. (شرفنامهٔ منیری). || حرکت اولی که فلک اول کرد. (برهان). || حرکت اولی که سیارات از برج حمل کردند، چه گفته اند که در مبدء آفرینش مراکز کواکب سبعه هر یک در اوج تدویر بود و اوجات تداویر در نقطهٔ اول حمل. (برهان). حرکت سیارات در برج حمل. (شرفنامهٔ منیری).
کلمات همقافیه با «جنبش اول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر