معنی جنادل
6 بازدید
[ جَ دِ ] (ع اِ) جِ جندل. سنگها. رجوع به جندل شود.[ جُ دِ ] (ع ص) قوی و بزرگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ جَ دِ ] (اِخ) موضعی است بر بالای اسوان در سه میلی منتهی الیه صعید مصر نزدیک بلاد نوبه. (معجم البلدان). و آن سنگی است ثابت در وسط نیل که موقع طغیان نیل هر وقت آب این سنگ را فراگرفت خبر طغیان نیل را بمصر می فرستند. (مراصد).
کلمات همقافیه با «جنادل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر