معنی جنادع
6 بازدید
[ جَ دِ ] (ع اِ) جِ جُنْدُعة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به جندعه شود. || حشرات زمین چون ملخ و مار و سوسمار و جز آن. || بلایا و آفات. || سخن سخت و درشت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || و گویند جنادعِ هر چیز، اوایل آن است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - ذات الجنادع؛ بلا و سختی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جنادع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دع» برای سرودن شعر