معنی جنادة
5 بازدید
[ جُ دَ ] (اِخ) قبیله ایست به یمن. (منتهی الارب).[ جُ دَ ] (اِخ) نام چند تن از صحابیان است. (منتهی الارب).[ جُ دَ ] (اِخ) شهری است در اندلس در حدود طرکونه. خط آهن طرکونة از این شهر میگذرد و به لارده می پیوندد. (الحلل السندسیه ج ۲ ص ۲۷۰).[ جُ دَ ] (اِخ) ابن محمدبن حسین هروی، مکنی به ابواسامة، لغوی نحوی. از بزرگان دانشمندان و لغت دانان است. وی علم خود از ابومنصور ازهری فراگرفت و از ابواحمد ازهری روایت کرد و سپس بمصر آمد و در آنجا اقامت گزید تا بسال ۳۹۹ هـ .ق. بدست یکی از حکام مصر منسوب به علویین بقتل رسید. (معجم الادباء چ هندیة مصر ج ۲ ص ۴۲۶).
کلمات همقافیه با «جنادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر