معنی جناحیة
5 بازدید
[ جَ حی یَ ] (اِخ) گروهی از غُلات شیعه. (از اقرب الموارد). آنان اصحاب عبداللََّه بن معاویةبن عبداللََّه بن جعفر ذوالجناحین بودند و عقیده به تناسخ ارواح داشتند و میگفتند که روح خدا در آدم و سپس در شیث و سپس در پیغمبران و امامان یکی پس از دیگری حلول کرد تا بحضرت علی بن ابیطالب و فرزندان سه گانه اش و از آن پس به عبداللََّه رسید و میگویند که عبداللََّه زنده است و در کوهی از کوههای اصفهان منیّم است و بزودی خروج خواهد کرد. این جماعت منکر قیامت شده اند و محرمات از قبیل خمر و مردار و زنا را حلال شمارند. (کشاف اصطلاحات الفنون از شرح مواقف) (تعریفات). این طایفه میگفتند که علم در قلب عبداللََّه مانند علف در صحرا میروید و بتناسخ عقیده داشتند و عبداللََّه را خدا و رسول میدانستند و به فنای دنیا معتقد بودند و میگفتند عبداللََّه زنده است و همان مهدی قائم منتظر است. (از مقالات اشعری ص ۶) (از تلبیس ابلیس ص ۱۰۳) (از خطط ج ۴ ص ۱۷۶) (از شهرستانی ص ۱۱۳) (از خاندان نوبختی ص ۲۵۳).
کلمات همقافیه با «جناحیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر