معنی جموم
12 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) چاه بسیارآب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). گویند: بئر جموم. (اقرب الموارد). || اسب که هر زمان رفتار دیگر آرد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ جُ ] (ع اِ) جِ جَمّ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به جَمّ شود.[ جُ ] (ع مص) بسیار شدن آب چاه و گرد آمدن. || بازآمدن آب چاه وقت کشیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || نزدیک شدن کار. (منتهی الارب). || بسیارگوشت شدن و فربه شدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر