معنی جمعیت
7 بازدید
[ جَ عی یَ ] (ع مص) انجمن شدن. گرد هم آمدن. || (اِمص) همگروهی. || (اِ) گروه. || مردم بسیار که در جایی گرد آیند. || سکنهٔ یک ده، شهر، ایالت و کشور. || انجمن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «جمعیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر