معنی جمعه
6 بازدید
[ جُ عَ / عِ ] (از ع، اِ) مجموعة. جمعه از تمر؛ یک مشت از خرما. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || الفت. (منتهی الارب): ادام اللََّه جمعة ما بینکما؛ ای الفة ما بینکما. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || یوم الجمعة؛ روز آدینه. (منتهی الارب). هفتمین روز هفتهٔ مسلمانان. (فرهنگ فارسی معین) (اقرب الموارد). ج، جُمَع، جمعات [ جُ / جُ مَ / جُ مُ ]. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - مسجد جمعه؛ مسجد جامع. - نماز جمعه؛ نماز مخصوص روز جمعه. نماز جمعه دو رکعت است و وقت آن از اول زوال است تا آنکه سایهٔ شاخص مثل آن شود، و بقول بعضی از فقهاء واجب است بر هرکه بالغ و عاقل و مرد و آزاد و حاضر شرعی و غیرمبتلای بکوری و بیماری و پیری و هر چیزی باشد که نماز جمعه با آن عسر و حرج پیدا کند و شرط است یافت شدن پیش نمازی که بالغ و مرد باشد و همچنین مؤمن و عادل و قادر بر ایراد خطبه باشد و ولدالزنا و مبتلی بدیوانگی و جذام و برص نباشد و نیز اَعزابی و ختنه ناکرده نباشد، و شرط است که یافت شود چهار نفر غیرامام که بالغ و عاقل و مؤمن باشند و باید که هر یک دور نباشند زیاده از دو فرسخ و بنابر وجوب نماز جمعه کفایت نمیکند آن مگر جمع شود اموری چند که صحت نماز جمعه بدانها موقوف است: ۱ - دو خطبه خوانده شود. ۲ -بجماعت کرده شود. ۳ -جمعهٔ دیگر منعقد نشود که میان دو جمعه کمتر از یک فرسخ باشد. ۴ -مانعی از نماز مانند تقیه و غیر آن نباشد. ۵ -حاضر بودن امام یا نایب خاص لیکن چون این شرط در وجوب عینی است نه تخییری و در امثال این زمان وجوب آن تخییری است و احوط جمع نمودن میان جمعه و ظهر است و واجبست پیش داشتن دو خطبه بر نماز و اینکه امام و خطیب یکی باشد و ایستادن در حال خواندن دو خطبه و نشستن در میان دو خطبه. رجوع به مجمع المسائل حسن شیرازی ص ۲۴۹، ۲۵۰ و ذخیرةالعباد فیض ص ۱۱۵ شود.
کلمات همقافیه با «جمعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر