معنی واژه جمش
4 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) آوازی است. (منتهی الارب). صدایی است آهسته. (از اقرب الموارد). در مثل گویند: لایسمع فلان اذناً جمشاً؛ ای ادنی صوت، و این کنایه از اینست که وی از تو و آنچه برای او اهمیت و لزوم ندارد خود را به کری و ناشنوائی میزند و پند و اندرز نمی پذیرد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ جَ ] (ع مص) ستردن موی سر. || به اطراف انگشتان دوشیدن. || سخن گفتن با زنان و بازی کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ساختن چاه را. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به جماش شود.