معنی جمرة
5 بازدید
[ جَ رَ ] (ع اِ) یکی جَمْر. (از اقرب الموارد). رجوع به جمر شود. || خدرک آتش. (منتهی الارب). اخگر آتش. (برهان). آتش برافروخته. (از اقرب الموارد). ج، جَمْر، جَمَرات. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || تف زمین. (منتهی الارب). حرارتی و بخاری است که در آخر زمستان در شباط ماه رومی بسه دفعه از زیر زمین برمیخیزد، یکی در هفتم ماه مذکور و زمین بسبب آن گرم میشود و آنرا سقوط جمرهٔ اول میگویند، و دیگری در چهاردهم و آنرا سقوط جمرهٔ دویم میگویند و بسبب آن آب گرم میشود و یکی دیگر در بیست ویکم که سقوط جمرهٔ سیم باشد، اشجار و نباتات گرم شوند. و نزد عرب مراد از سقوط جمره سقوط منازل قمر است چه در هفتمِ ماه مذکور سقوط جبهه باشد و در چهاردهم سقوط زبره و در بیست ویکم سقوط صرفه و تأثیرات اینها نیز همچنان است که در اول زمین گرم شود و در ثانی آب و در ثالث نباتات. (برهان). || هزار سوار. || قبیله ای که دست یکی کند و با قبیلهٔ دیگر نیامیزد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || قبیله ای که در آن سیصد سوار باشند. (منتهی الارب). || یک سنگریزه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (مص) یک بار انداختن سنگ. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر